مرتضى راوندى
11
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خانقين ، به خاك بغداد نقل مىشود . » « 1 » سپس احمد امين از محل سكونت مسيحيان ، يهوديان و زردشتيان سخن مىگويد . طرز معيشت مردم واتسن در تاريخ خود مىنويسد : « تمام كودكان در ايران از دوران طفوليت در معرض چنان زندگى سختى قرار مىگيرند كه افراد نحيف و مريض آنها از بين مىروند و اين روش چنان بوده است كه گويى آيين اسپارتى كه بنابرآن تمام اطفال ضعيف امكان رشد و زندگى نداشتند در ميان آنان هنوز باقى است . هواى قسمت شمالى ايران در زمستان بسيار سخت است و باوجود اين سرماى شديد ، كودكان خردسال لباسى مىپوشند كه شكم را درست نمىپوشاند و به همين سبب ، به نظر من ، ميزان مرگومير و تلفات در ميان اطفال ايرانى خيلى زياد است و بيشتر كودكانى كه از اين وضع سخت جان به سلامت مىبرند با تندرستى و نيرومندى به مرحلهء رشد مىرسند . » « 2 » در پيرامون جمعيت ايران هانرى رنه دالمانى كه در عهد مظفر الدين شاه به ايران آمده است راجع به جمعيت ايران چنين مىنويسد : « جمعيت ايران دائما رو به تقليل مىرود . يكى از علل مهم اين تقليل ، محيط رقتآورى است كه زنان در آن امرار حيات مىكنند . دختران را در صغر سن وادار به ازدواج مىنمايند و آنها مجبورند دورهء شير دادن به كودكان را طولانى كنند و در نتيجه خيلى زود نشاط جوانى را از دست مىدهند . عدم نظافت و ندانستن دستورهاى بهداشتى موجب توليد افكار موهوم و خرافاتى شده است و در موقع بروز امراض مسريه ، مانند تيفوس و اسهال و و با و طاعون و مخصوصا آبله كه قاتل كودكان است ، به چيزهاى موهومى متوسل مىگردند . تعيين رقم جمعيت ايران تقريبا غيرممكن است زيرا كه سرشمارى و ادارهء آمار و شناسنامه در اين كشور وجود ندارد . راجع به زمانهاى بسيار قديم هم نمىتوان اقوال مورخين را معتبر دانست ، و معلوم نيست كه از روى چه مدرك و مأخذى نويسندگان قديمى شمارهء رعاياى داريوش را 50 ميليون نوشتهاند . . . شاردن هم در عصر خود ، رقمى به قلم آورده كه مسلما از حقيقت دور است ؛ او جمعيت ايران را در عصر خود ، 40 ميليون برآورد كرده است . نويسندگان قرن نوزدهم به حقيقت نزديكتر شدهاند ؛ سرجان ملكم در تاريخ 1815 ، جمعيت ايران را 10 ميليون تخمينزده است . ژنرال شيندلر « 3 » در سال 1888 جمعيت اين كشور را مطابق صورت زير 600 ، 653 ، 7 نفر به قلم مىآورد : شيعه 600 ، 860 ، 6 سنى 000 ، 700 زردشتى 000 ، 8 يهودى 000 ، 119 ، ارمنى 000 ، 43 ، نسطورى و كلدانى 000 ، 23 » « 4 » تقسيم جمعيت در ايران « طبق نظر ابتهاج « 5 » ، ( ص 270 ) جمعيت ايران از زمان سلطنت فتحعلى شاه بتدريج رو به نقصان گذاشته . در آن موقع جمعيت ايران در حدود پنجاه
--> ( 1 ) . ترجمهء آقاى محمود غروى ، مجلهء بررسيهاى تاريخ ، سال نهم ، شمارهء 4 ( به اختصار ) . ( 2 ) . تاريخ ايران ، دورهء قاجاريه ، پيشين ، ص 11 ( به تصرف ) . ( 3 ) . Schindler ( 4 ) . سفرنامه از خراسان تا بختيارى ، ترجمهء فرهوشى ( مترجم همايون ) ، ص 20 - 18 ( به اختصار ) . ( 5 ) . Juide book on Iran , Tehran , 1936 .